شعر علیرضا قزوه برای حوادث روز عاشورای فتنه سال 1388

تصویر  پویان اسمعیل زاده در نت نشر

توسط پویان اسمعیل زاده در 11 دي 1388 در دسته‌بندی ســـــایر

1327 بار مطالعه شده اولین نظر را بدهید
  • توضیحات
  • اطلاعات بیشتر
  • . نوع فایل :docx حجم فایل : 0.02 مگابایت



    در این شعر زیبا، آقای قزوه به حوادث مربوط به بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ایران و فتنه و حوادث و ابعاد آن
    به خوبی پرداخته است و به زبان شعر ناگفتنی ها را گفته است...

    آن روزها
    هر وقت پرده خوان
    از نقل شاهنامه و سهراب مي گفت
    به كربلا كه مي رسيد
    نقل علي اكبر مي خواند و مي گريست
    حتي گاهي قوّال با شمشير
    مي زد به پهلوي خود
    حالا به جاي قاسم و عباس
    دارند روضة سهراب مي خوانند
    به جاي رقيه
    دارند روضة ندا را فرياد مي كنند...
    ----------------
    و سرم مي سوزد از اين همه بدرقصي ها
    چون بيمار كربلا
    هنوز تاول بسيجي ها دارد مي تركد
    و شما اصحاب نمك و كورچشمي
    چقدر زود حرمله شديد
    -----------------
    و شيعيان حسين(ع)
    اين بار
    به جان حسين افتاده اند
    اگر حسين من تويي رأيم كو؟
    كه ما رأيت الا رأيي...
    اين را كسي مي گويد
    كه فكر مي كند ابوالفضل
    برادر عبّاس است
    و فكر مي كند كه راي او بالاترين است
    و فكر مي كند كه مردم ده
    گوساله اند
    ----------------
    بسي رنج برديم در اين سي سال انقلاب
    عجب زنده كردند اين دو
    انگليس را
    در اين سه چار ماه
    شترانشان حامله اند
    بناست خوك بزايند
    ....

  • تعداد دانلود: 66 گزارش تخلف

لطفا نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارید